یسنایسنا، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره

یسنا ، نفس مامان و بابا

شب یلدای 94

1394/10/8 18:38
نویسنده : مامان و بابا
432 بازدید
اشتراک گذاری

یسنا گلی مامان ،یکی یدونه ی من:

دختر نازنینم امسال شب قشنگ یلدا رو که مصادف بود بود با آغاز امامت امام زمانمون خونه بابا حاجی و مامان رعنا جشن قشنگی گرفتیم. امسال علاوه بر خونواده عمو و عمه جونی ،پدر بزرگ و  دایی های بابایی وخاله های بابایی هم بودن و این باعث شد حسابی بهمون خوش بگدره. علاوه بر شب یلدا تولد زندایی بابایی هم بود که باعث شد یه جشن تولد هم برگزار بشه و شما بچه ها حسابی کیف کردین .

5 فرشته کوچولو و زیبا و دوست داشنی خانواده ما

 

 

 

 

 

 

اولش که رفتیم خونه باباحاجی حسابی از دیدن چراغ و ریسه ها دوف کردی

دخترکم درحال خودن پلو ماهی شب یلدا

شما و محمد حسین نازنینم که گل سر زده بود

فدات بشم من که همه حواست پیش میز خوراکی ها بود

فدات بشم من که دونه دونه انار برمی داشتی

وای چه خوش مزس

حالا یه خورده هندوونه بخورم

آخر شب هم شما حسابی با این تراش رومیزی فاطمه جون سرت گرم بود

v

پسندها (3)

نظرات (0)